تبليغاتX
در خلوت دل

در خلوت دل

دست نوشته های تنهائی من

فرزاد

یکماه پیش وقتی داشتم برای یاسین مطلب مینوشتم هیچ وقت خواب هم نمیدیدم به این زودی مصیبت دیگه ای سراغ ما بیاد.

شنبه پیش ساعت 9 شب:

تلفن زنگ خورد ومادرم با حالت گریه گفت زود بیا خونه

فکر کردم دوباره حال بابام بدشده با سرعت رفتم سمت خونه

باورم نمیشد

مادرم گفت: پسرعموم فرزاد باخانومش رفتن دریا و.....

اینباردریا ماروداغدارکرده بود؛

داغ بزرگتر اینکه جسداونها هم برنگشته بود دوروزبعد جسد خانومش اومده بود لب ساحل اما فرزاد.....

دیگه داشتیم دیونه میشدیم ؛یک هفته شده بود

بالاخره خدا جواب دل ما رو داد وجسد فرزاد وسط دریا پیداشد....

لازم دیدم تو خلوت دلم از همه اونهایی که از وقتی شنیدن با ما همدردی کردند؛همه اون دوستهای با معرفتی که از وقتی شنیدند کاروزندگی رو ول کردند و رفتند تو سواحل شمال دنبال جسد گشتند؛همه عزیزانی که تو مراسم تشیع وتدفین کنار ما بودند و...تشکرکنم وآرزوکنم که بتونیم تو شادیهاشون خدمتگزارشون باشیم

׀ +׀ نویسنده: حمید رضا پاکدلان ׀ تاریخ: دوشنبه دوم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

در باره من

واین خلوت دل بود که نگاشتن رابر من آموخت وتنها انیس ومونس من شد. در خلوت دل باید راست نوشت و اینگونه بود که استاد فرمود :((قلم توتم من است))...


منوی اصلی

· صفحه نخست
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرین نوشته ها

· مکث
· مکث
· ایران من
· محرم1
· فاقد عنوان
· من...
· صراط
· رمضان
· فرزاد
· مکث



لینکدونی

· آموزش کامپیوتر
· دوست دارم خیلی...
· خنده بازار
· حرف حساب
· خلوت شب
· خاتون
· يادگار دوست
· شورزندگی
· خزان زندگي دربهار
· در جستجوي عشق
· خرم آباد
· باندايترنتي
· شهرارجمند
· جایی برای باهم بودن
· پشیمون نمیشی بیا تو
· اکبرمعظمی
· قالب رایگان بلاگفا


امکانات





ترجمه قالب

محمدرضا ابراهیمی


Powered By
BLOGFA.COM