خیلی وقته که نه چیزی نوشتم ونه اومدم به فضای مجازی
نوشتن هم حوصله میخواد وشاید هم خیلی وقتها دل خوش
نمیدونم چی شد که الان دارم دوباره مینویسم
چقدر خسته ام ...
آدم یه وقتهایی تو زندگیش به یه جاهایی میرسه که حتی فرمولهایی مثل تکنولوژی فکر و روانشناسی امید و قانون رازو...جواب نمیده.فقط باید منتظر باشی وببینی تا زندگی قراره دوباره چطور باهات بازی کنه.
چقدر خوب بود اگه میشد آدم یکباره دیگه برگرده به بچه گی :به وقتی که بزرگترین دغدغش دوچرخه بود واسباب بازی کاری به چگونه زیستن وحیات وممات نداشت
دنبال آسیب شناسی سیاسی و اجتماعی نبود وکاری به طرح تحول اقتصادی نداشت.
میدونم که این نوشته ها بوی نیهیلیسم وپوچ گرایی میده اما برای دلخوشی خودم میگم:
تا خدا هست هیچ دلیلی برای نا امیدی نیست
این نوشتنهای آشفته هم جواب نمیده وباید کار دیگه ای کرد:
الهی به امید تو.... |