دوباره محرم آمد
محرم 1388خورشیدی و1431قمری
دوباره حال وهوای شهرها ومخصوصاً تهران عوض شده؛
عده زیادی سیاهپوش شده اند وعده ای هم معتقدند که ((دل آدم باید عزادار باشه!! ))
یا اهل العالم قتل الحسین بکربلا عطشانا
آری مداحها دوباره برای ما از تشنگی حضرت حسین(ع) میخوانند وطبق معمول ما باید اشک بریزیم و بعد از هئیت همان آدمهای قبلی بدون ذره ای تغییر.
اما نه من این جمله را هم شنیده ام:
حسیــن بیشتر از آنکه تشنه آب باشد،تشنه لبیک بود.
ویا اینکه:
حسین از زخمهای تنش رنج نمی برد.او برای زخمهایی که بر تفکرش وارد شده بود قیام کرد....
و آیا هیئتهای ما محلی برای تفکر است؟!!آنهم تفکر ناب حسینی !!چقدر بزرگان اینگونه جلسات به دنبال توسعه فکری حاضرین بودند؟!
جالب بود چند شب پیش در جلسه ای برای یکی از همین مجالس بودم که در آن نزدیک بود بخاطر استفاده از برنج هندی یا تایلندی درگیری بوجود بیایید....ودر مجلس دیگر مبنا براین بود که بخاطر برخی مسائل سیاسی از رنگ سبز برای پرچمهاکمتر استفاده کنیم .....و چقدر حسین تنهاست وکسی لبیک نمیگوید
راستی حسین عصر ما چه میکند. آیا به فرمان حسین دوران لبیک میگوییم
آین بقیــــة الله |